آكى ئو كازاما ( مترجم : هاشم رجب زاده )

213

سفرنامه كازاما ( فارسى )

را تغيير داده ، به صورت زن تكلّم مىنمود . شبيه نسوان ، مردها يا پسرها بودند . » « 1 » در شبيه‌خوانى ، بازيگر زن نداشتند . به تازگى در نمايش‌ها و تماشاخانه‌هاى جديد ايران ، تأترهاى اروپايى و نمايشنامه‌هاى ديگر اجرا مىشود و زنان ايرانى هم به جاى آدمهاى نمايش بازى مىكنند . اما آنها معمولا هنرپيشهء حرفه‌اى نيستند ، و مانند بازيگران نمايشهاى مدرسه ، هنرپيشهء غيرحرفه‌اىاند . . . با اين همه ، مواردى هم كه زنان ارمنى يا مانند آنها به صحنه مىآيند زياد است . " ( در وقت شروع شدن تعزيه ، زينب . . . بر زمين نشسته گريه و زارى مىكند و ) ، اطفال مختلف خانواده ( ها ) كه در اردو بودند ، اغلب به روى زمين گرد آمده‌اند ، » و مراثى و شعرهاى تعزيه را دسته‌جمعى مىخوانند . « شخص ناظمى ، مراقب ترتيب و نظم تعزيه مىباشد ، و با كمال بىاعتنايى بر روى سكو راه رفته ، به بعضى تعزيه‌خوانها دستور العمل مىدهد و بچه‌ها را . . . به تحت نظم در مىآورد . نيز ، در سر موقع دستور العمل مىدهد كه موزيك بزنند يا آن را موقوف كنند . امّا ، خيلى عجيب است كه بعد از اندك زمانى ، تعزيه به‌طورى دقّت مرا جذب نمود كه اين ناظم ديگر به نظر من نيامده ، مثل اين بود . . . كه فراموش كردم در اينجا هيچ اسباب و اوضاع تأتر حاضر نيست ، و وقايع در نظر من به طورى مجسّم شد كه گمان مىكردم به رأى العين وقايع . . . كنار فرات را مىبينم . اين امر مرا مقرر ساخت كه در قديم يونانيها ، و بعدها شكسپير ، حق داشتند كه چندان عظمى به تزئينات و اسباب تأترى نمىگذاردند . . . « موزيك اين تعزيه عبارت است از يك دسته كه در پشت تكيه ايستاده بودند . از خوشبختى ، جاى آنها دور بود ، زيرا كه اسباب آنها عبارت بود از چند نقاره و كرناهاى دراز ، و صداهاى آنها به قدرى خشن و حزن‌انگيز بود كه مرده را بيدار مىكرد . . . اين كرناها از عهد جمشيد و ازمنهء قبل از تاريخ باقى مانده است . . . در

--> - زن ) مىگويند . ( اين عبارت را كازاما به شرح بنجامين افزوده است . ) . ( 1 ) . بنجامين ، همانجا ، ص . 449 .